دركنارغرو ب نشسته ام وقلاب احساسم رادر اقيانوس زندگي افكنده ام
دريغ از يك كلمه
حتي پچ وپچ واهي نيز نك نمي زند
بيرون كشيدم
طعمه را بلعيدم
افق
چه وقت شاعرانه تر است
اي زن؟؟
از نگاه گرم تو مگر نبايد شعري بيرون كشيد
//////
چه نيرنگي!!!!
خليج گرم
قايق زرد
موج بي قرار
خسته ام
خسته بودم/وقتي پاي دراين جهان نهادم
تو مرا پندي ده
تو بگو اين قطره ها هم زنده اند
تو بگو ترس هم ره توشه زندگي است
من ميگويم
حفره
من مي گويم حفره شده زندگي
يا س واميد وتو ومن
همه
دست در دست
هم
حفره
را
پاس
داريم
دريغ از يك كلمه
حتي پچ وپچ واهي نيز نك نمي زند
بيرون كشيدم
طعمه را بلعيدم
افق
چه وقت شاعرانه تر است
اي زن؟؟
از نگاه گرم تو مگر نبايد شعري بيرون كشيد
//////
چه نيرنگي!!!!
خليج گرم
قايق زرد
موج بي قرار
خسته ام
خسته بودم/وقتي پاي دراين جهان نهادم
تو مرا پندي ده
تو بگو اين قطره ها هم زنده اند
تو بگو ترس هم ره توشه زندگي است
من ميگويم
حفره
من مي گويم حفره شده زندگي
يا س واميد وتو ومن
همه
دست در دست
هم
حفره
را
پاس
داريم